سائول باس کیست؟
سائول بس یکی از برجستهترین طراحان گرافیک قرن بیستم آمریکا است. او در طول زندگی هنری خود، تیتٰراژ، پوسترهای فیلم و لوگو کمپانیهای مختلف را طراحی کرده است. او یکی از بنیانگذاران طراحی تیتراژ مدرن است و چهار دهه فعالیت هنری در کارنامه خود دارد. او در طی این سالها برنده جایزه اسکار برای طراحیهای فوقالعاده خود نیز شده بود. او سازنده تیتراژ فیلمهای به یاد ماندنی مانند «مرد بازو طلایی»، «روانی» و «شمال از شمال غربی» است.
بیوگرافی سائول باس
سائول باس (Saul Bass) در 8 می سال 1920 متولد شد و در 25 آپریل سال 1996 در گذشت. وی از جمله شناخته شده ترین هنرمندان گرافیست امریکایی است که به دلیل ساخت و طراحی موشن پیکچرهایش (design of motion picture) برای تیتراژ فیلم، پوستر فیلم و طراحی آرم شرکتها، مشهور گشته است.
در طول زندگی حرفه 40 ساله خود باس برای برخی از سینماگران برجسته ترین هالیوود، از جمله آلفرد هیچکاک، اوتو پرمینگر، بیلی وایلدر، استنلی کوبریک و مارتین اسکورسیزی کار کرده و تیتراژهای چشمگیری ساخته است شاید مشهور ترین آنها تیتراز فیلم “مردی با بازوی طلایی” ساخته “اوتو پرمینگر” باشد.
دوران تحصیلی سائول باس
باس در نیویورک بدنیا آمد. تحصیلات ابتدایی خود را در مجتمع دانش آموزان هنر و سپس کالج بروکلین ادامه داد. افتخار شاگردی گئورگی کِپس را داشت که یکی از همکاران موهولی-ناگی در دوره ای بود که باهاوس نوین در شیکاگو فعالیت می کرد. کپِس به تسلسلی بیانگر در طراحی تأکید داشت و رنگ و نور را همچون تداومی برای ایده های باهاوس بررسی می کرد. کتاب “زبان بصری” وی در سال 1944م. یکی از تحلیل های جدی در زمینه طراحی گرافیک زمان خود بود و راهنمای مهمی برای دانش آموزان باهاوس محسوب می شد. این کتاب به فارسی تحت عنوان “زبان بصری” و توسط خانم فیروزه مهاجر ترجمه شده و انتشارات سروش در سال 1388 آن را چاپ کرده است.
باس بعد از فارغ التحصیلی، به طراحی آزاد در نیویورک پرداخت. سپس در سال 1950م. به لس آنجلس رفت. در آنجا بود که وی گروه طراحی “سائول باس و همکاران” را شکل داد. یکی از بخش های مهم کار او، ساخت برنامه هایی با هویت یکسان بود. در میان سفارش دهندگانِ وی “اِی تی اند تی” (AT&T) ، “کوارکر اوتس”، هواپیمایی ایالات متحده، “مینولتا”، و رسانه وارنر به چشم می خوردند.مهارت وی در یافتن نمادهای ظریف، زیبا، قوی و یکپارچه، تصویرنگاشت های شاخص و ترکیب معانی بود. روشی که بعدها آن را برای طراحی فیلم بکار برد.
جابجایی مرز های هنری
لس آنجلس، فرصت های زیادی به وی داد تا از سوی کارگردانان هالیوود به کار گرفته شود. وی برای “اوتو پرمینگر” و “آلفرد هیچکاک” کار کرد . کارگردانی هنری صفحه معروف “رگبار” در فیلم “روانی” در سال 1960م. نیز بر عهده باس گذاشته شد. در نخستین سال های دهه 1950م. تبلیغ فیلم بیشتر بر پایه شهرت بازیگران بود، اما باس زبان گرافیکی ای را توسعه داد که در آن طراحی مدرن، موسیقی و فیلم را در کنار هم گرآورده بود.یکی از خصوصیات ویژه کارهای او، کاهش عناصر گرافیکی به کمترین میزان ممکن بود. همچنان که برای فیلم “مردی با بازوی طلایی” (سال 1955م.) و فیلم “آناتومی یک قاتل” از کاغذ ساده کات آوت استفاده کرد.
“مردی با بازوی طلایی” فیلمی از پِرمینگر، درباره یک معتاد پوکِرباز است که با شناسه جدید چشمگیری نشان داده شد. صحنه عنوان آن تمرینی بود در کوتاه سازی که به فیلم حسی خوشایند، مدرن، متمایز و عصبی وار می داد.در نمای نخستین ، صفحه سفیدِ تخته سنگ مانندی با برش صدای خیلی ریز جاز، پدیدار می شود. پیش از این که قطعه سفید، شکل دندانه داری از یک “بازو” را با دستی کج شده نشان دهد،
نام کارگردان ظاهر می گشت. به تدریج تایپوگرافی ها نمایان می شود و نام بازیگران و عنوان فیلم را مشخص می کنند. البته شایان ذکر است که تبلیغات گرافیکی پویانمایی باس، برای همه مراحل فیلم طراحی شده بودند .باس فیلم خود را در دهه 1960م با همکاری همسر دومش ، “اِلین باس” ساخت. فیلم تجربی مستند آنها با نام “چرا بشر خلق می کند؟” نیز برنده جایزه اسکار در 1969م. شد و سبب شد در سال 1977م. وی به تالار مشاهیر کلوپ مدیران هنری نیویورک راه یابد.وی همچنین مدال طلایی انستیتوی امریکایی هنرهای گرافیکی را به دست آورده است.
دستاورد های سائول باس
1956: مدال طلای باشگاه مدیران هنری نیویورک برای تیتراژ فیلم مرد بازو طلایی.
1968: دریافت جایزه اسکار برای فیلم چرا آدم خلق می کند.
1977: جایزه باشگاه مدیران هنری نیویورک.
1981: مدال طلای انجمن طراحان گرافیک امریکا ( AIGA ).
مدال طلای فستیوال فیلم مسکو برای تحقیقات Quotes و جایزه هزار دلاری از فستیوال فیلم ونیز.
باس به عضویت افتخاری طراحان سلطنتی انگلیس ( Royal Designer ) نایل شد و موزه هنر فیلادلفیا هم طی مراسمی از او تقدیر کرد و عنوان Distinction Brought را به او اعطا کرد.
سائول باس در تیتراژهایش شخصیت و سبک ویژهای داشت که به برخی از آنها میپردازیم:
1- تقریبا همه تیتراژهای باس دارای یک ایده سینمایی متناسب با فیلم است و به همین دلیل است که تیتراژهایش از جنس خود فیلم تلقی میگردد.
2- نمیتوان پیش بینی کرد که در نمای بعدی تیتراژ چه اتفاقی رخ خواهد داد.
3- به خاطر جذابیت تیتراژ آخر داستان را لو نمیدهد. اگرچه فضای فیلم را مصور میکند اما هدفش ایجاد انگیزه برای تماشای فیلم است.
4- معمولا زمان تیتراژ را به نسبت فیلم تنظیم میکند. اساساً بسیاری از اصولی که درباره تیتراژ فیلم مدون شده است، بر پایه آثار باس شکل گرفتهاند.
5- صدا عنصر زائد نیست. باس از بیان نمایشی صدا تقریباً به همان میزان تصویر بهره میبرد، همین است که تیتراژهای باس بدون صدا گویی چیزی کم دارند. نقش موسیقی در تیتراژ سرگیجه، بسیار شاخص به نظر میرسد. همین طور افکتها و دیالوگها در تیتراژ دنیای دیوانه دیوانه دیوانه.
6- پیوند تیتراژ و فیلم ناگسستنی است. نه فقط به لحاظ محتوا (که در بند 1 به آن اشاره شد) بلکه در متصل شدن آخرین نمای تیتراژ به اولین نمای فیلم مشهور است.
7- تنوع اندازههای نوشتاری در تیتراژ، برای باس ارزشمند است، همچنین ریتمهای موسیقایی که به بهترین شکل آنها را به کار میگیرد.
8- فرمها را تا حد امکان خلاصه میکرد و بیشتر با تکنیک کلاژ به سراغ ایدههایش میرفت.
درگذشت سال باس
سائول باس سرانجام در 25 آوریل 1996 بر اثر نارسایی کلیه در گذشت. دو ماه بعد از مرگش نمایشگاه بزرگی از آثارش در مدرسه هنرهای تجسمی نیویورک برگزار شد. این نمایشگاه مروری بود بر پنجاه سال فعالیت باس در زمینه طراحی تیتراژ، پوستر و فیلمهایی که ساخته بود.تعدادی از آثار این هنرمند در موزه هنر مدرن نیویورک، کتابخانه مجلس امریکا، موزه پراگ، موزه چک واسلواکی و کلکسیون دائمی اورشلیم نگهداری میشوند.تاثیر باس بر گرافیک سینمایی جهان مشهود است، زندگی و آثار او همواره مورد بررسی و پژوهش دانشجویان، طراحان و پژوهشگران بوده است.
Add a Comment